تبليغاتX
نوای ساز شهر
آخرازعشق توساکن درکلیسامی شوم

    می کشم دست ازمسلمانی مسیحامی شوم

                           می نشینم برکشتی وصلت همچونوح

                                   می رسم به ساحل یاغرق دریامی شوم

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 20:5  توسط علی غفاری  | 
ثبت نام ترم مهر۸۷ دانشگاه ....

ادامه در ادامه ..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 19:48  توسط بهنام  | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 19:47  توسط علی غفاری  | 
سر برگ تمام فصل هایم پاییز
غم در طپش نقطه ی عطفم لبریز
شب در همه جای روح من مهمان است
حجم غم و اندوه چه بی پایان است
لبخند دلم توهمی غم الود
گویی که بر ان صفحه تقدیر ضمیرم غم بود
+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 12:52  توسط راحله گلی  | 
 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 10:37  توسط علیرضا  | 

امروز داشتم اسکیس های ترم 1 رو نگاه می کردم.فوق  فراضایع بودن!

مخصوصا" اولیشون...بالای کوه...پایین کوه...5/8/86 ...عکس نداریم ولی فیلمش تو ذهنمونه.

اگه دارینشون بذارین یه کم بخندیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 1:19  توسط متین سادات طباطبایی  | 

نمی خواستم ناراحتتون کنم ولی

برید ادامه مطلب:

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 23:24  توسط محسن  | 
شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم
در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟
خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی
خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی
خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم
خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی !!!
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 22:57  توسط علی غفاری  | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 22:55  توسط متین سادات طباطبایی  | 

در روزگار قديم، پادشاهي زندگي مي کرد که در سرزمين خود همه چيز داشت:

جاه و مقام، مال و ثروت، تاج و تخت و همسر و فرزندان.

تنها چيزي که نداشت خوشبختي بود و با اين که پادشاه کشور بزرگي بود به

هيچ وجه احساس خوشبختي نمي کرد.

پادشاه يکي از روزها تصميم گرفت .....

ادامه در ادامه ..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 21:36  توسط علی غفاری  | 

 

شبهای دلتنگی ام را با هزاران شب نورانی عوض نخواهم کرد و سیاهی شب را به هزاران روز روشن نخواهم فروخت

صدای خشم در وسط سکوت پیام میفرستد  من خواهم آمد  و حال سکوت صحبت نمیکند و همهمه همه جا را فرا میگیرد

شاخه های با اصل و نصب با گستاخی فراوان سر در خاک دوانده اند  خدایا چه کرده ام که مرا هم صدای سکوت کرده ای   تا با او ترانه هایم را بخوان

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 21:16  توسط علی غفاری  | 
ما اومدیم چرت بگیم ولی انگار واقعا امروز خبری نیست
ای باباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 19:4  توسط علیرضا  | 
بابا حوصلم سر رف.پس کجایین چرت و پرت بگیم؟!!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 13:40  توسط متین سادات طباطبایی  | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 18:29  توسط متین سادات طباطبایی  | 
سلام خوبین

http://tinypic.com/

این سایته که نوشتم میتونین توش عکسهای مورد نظرتون upload كنين بعد آدرس http كه بتون ميده رو تو قسمت درج تصوير paste كنين.

                             موفق باشيد

+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 15:43  توسط محسن  | 

ضد حال یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 2:12  توسط فريبا بهرامي  | 

 

بخشندگي را از گل بياموز، زيرا گل ته كفشي كه لگد مالش ميكند  را هم خوشبو ميكند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 2:7  توسط فريبا بهرامي  | 

وقتي خدا تو رو به لبه صخره هدايت مي کنه، بهش کاملاً اعتماد کن. فقط يکي از اين دوتا اتفاق

 می افتی : يا مي گيردت وقتي مي افتي، يا بهت ياد ميده پرواز کني پس اعتماد کن................

+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 2:0  توسط فريبا بهرامي  | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 1:38  توسط متین سادات طباطبایی  | 
 

جهاني شدن و مشكل كلان شهر ها

    هزاران سال است كه شهر ها كانون فرهنگ و انديشه , تعامل اجتماعي انسانها و جايگاه بالندگي شهر نشيني هستند . گرچه از هنگام پيدايش انسان در كره زمين اكثريت افراد در محله ها , دهكده ها و شهرك ها و بافت هاي جمعي مي زيسته اند اما با فرا رسيدن دو دهه پاياني قرن بيستم ميلادي زمان وقوع دو رخداد جهاني و مهم در سالنامه حيات بشري است .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 18:37  توسط علی غفاری  | 
من آريايی ام .
خدای من اهورا زرتشت ايران است.
پيامبر من کورش بزرگ است.
امامان من داريوش بزرگ، خشايار شاه، مازيار،انوشيروان عادل و يزدگرد.
امام زمان من کاوه آهنگر است.
رو حانيون من فردوسی، حافظ و ابن سينا.
کتاب مقدس من شاهنامه است.
اصول و فروع دين من لوح حقوق بشر کورش بزرگ است.
عاشورای من قادسيه است.
شهدای من رستم فرّخزاد و بابک خرّمدین است.
پرچم من درفش کاويانی است.
بهشت من آزادی است.
عيد من مهرگان و نوروز است.
محراب من دل است.
دين من عشق و دانش است.
ايمان من خرد است
+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 18:23  توسط علیرضا  | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 4:6  توسط متین سادات طباطبایی  | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 3:58  توسط متین سادات طباطبایی  | 
دلم اندازه ی یک اسمان تبگ میگیرد

از این طرح تبسم ها و احساسات سیمانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 23:4  توسط راحله گلی  | 
سلام بچه ها

من هم روز پدر رو به همه ی پدرهای ورودی ۸۶ تبریک میگم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 19:17  توسط مهناز پاسبانی  | 
سوال: به نظر شما کاربرد ساختمانی که در این عکس دیده می شود چیست؟

در عکس یک مجموعه ساختمانی دیده می شود که در آن انواع و اقسام سبک های معماری به کار رفته است. در قسمت سمت راست ساختمان  کلیسایی به سبک گوسیک دیده می شود. و ساختمان سمت چپ این مجموعه روکار سنگی دارد که شاید به توان سبک آن را سبکی مدرن دانست. در بام این ساختمان  شیروانی دیگری دیده می شود. این بام به سبک معماری معابد دین شینتو ساخته شده است.

وحالا سوال: شما فکر می کنید ساختمانی با این مشخصات به چه منظوری ساخته شده باشد؟

لطفا یادتان نرود که نظر خود را در قسمت نظرخواهی هم به نویسید. با تشکر

 

راهنمایی

 

یک  استاد ژاپنی می گفت که ما ژاپنی ها موقع که بچه ها مون به دنیا میان می بریمشون به معابد دین شینتو. برای عروسی به کلیسا می رویم. و جسد هایمان را در معابد بودایی دفن می کنیم.

این یک حقیقت حاکم بر جامعه امروز ژاپن می باشد که در طراحی این ساختمان هم تاثیر مستقیمی داشته است.

 

 

جواب: این ساختمان یک باشگاه ازدواج است. ژاپنی ها بنا به سلیقه ونه دین به سبک های مختلف برای خود مراسم ازدواج می گیرند. و این باشگاه ها برای اینکه بتوانند پاسخ گوی این نیازها باشند فضاهای مختلفی برای مراسم ازدواج آماده کرده اند. کلیسا و یا معبدی که در این عکس دیده می شود یک مکان مذهبی نیست. وتنها نقش تزیینی  دارند. برای کسانی که می خواهند به روش غربی ازدواج کنند. در این گونه باشگاه ها بغیر از باز سازی مکانهای مذهبی می توان دکورهای مختلفی را دید. از جمله باز سازی یک سین از یک فیلم معروف هالیود و یا یک مکان توریستی معروف در اروپا و.... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 21:47  توسط علی غفاری  | 
قصه بخونیم

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 19:24  توسط علیرضا  | 
پـــدر ، واژه ی قشنگیه ! 

انشاالله كه سایه پرمهر پدرامون همیشه بالای سرمون

باشه و قدر این نعمتی كه هم اكنون ازش بهره مند هستیم رو

بهتر بدونیم كه این قشنگترین هدیه برای همه ی ماست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 10:42  توسط علی غفاری  | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 21:24  توسط متین سادات طباطبایی  | 
ژاپن: به شدت مطالعه مي کند و براي تفريح ربات مي سازد
مصر: درس مي خواند و هر از گاهي بر عليه حسني مبارک، دروپنجره ي دانشگاهش را مي شکند
هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دخترخوشگلي مي شودوهمزمان ...
 
 
روز پدر و تولد حضرت علی(ع) را هم تبریک میگم.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 6:56  توسط پیمان  | 

 شهروند كيست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 تیر1387ساعت 1:4  توسط علی غفاری  | 
دوست موجود نازنینیست

که داوودی هایش را برای تو می چیند

پیشکش میکندواندیشه ی سودا ندارد.

وغنچه هایی را که ازدست میدهدهیچ نمیبیند.

اما توشه ی دوستی را قدرمیدارد

بهترین های خویش را به تومی دهد.

و دوباره هم میکارد.

                         النورلانگ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 11:58  توسط متین سادات طباطبایی  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 10:52  توسط پیمان  | 

من و مست و تو دیوانه ما را که برد خانه؟
صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
در شهر یکی کس را هوشیار نمی بینم
هر یک بدتر از دیگر شوریده و دیوانه
هر گوشه یکی مستی، دستی زده بر دستی
وان ساقی سر مستی، با ساغر شاهانه
ای لولی بربط زن، تومست تری یا من؟
ای پیش چو تو مستی، افسون من افسانه
چون کشتی بی لنگر کژ می شد و مژ می شد
وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه

گفتم که رفیقی کن با من که منت از خویشم
گفتا که به نشناسم من خویش ز بیگانه
گفتم زکجایی تو؟ تسخر زد و گفت ای جان
نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرقانه
نیمیم ز آب و گل، نیمیم ز جان و دل
نیمیم لب دریا، نیمیم همه دردانه
من بیدل و دستارم در خانه ی خمارم
یک سینه سخن دارم این شرح زهمیانه
تو وقف خراباتی دخل ات می و خرج ات می
زین وقف به هوشیاران مسپار یکی دانه

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 2:57  توسط علیرضا  | 
سلین بر برو بچ ما اومدیم بعد از مدتها دوری از میادین!تو این چند وقته که نبودم تحول بوجود اومده ولی بیش از این انتظار داشتم!!!یعنی بهنام بهم گفت اونقدر تغییر کرده که نگو ما گفتیم یا ابل فضل(با کسره بخوانید(لطفا))چه وقته مسافتبود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 2:53  توسط علیرضا  | 
قابل توجه همه اعضا وبلاگ :

                ادامه مطلب را بخوانید ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 21:27  توسط بهنام  | 
baba kashki zoodtar madreseha baz she mordim gushe khoone na????  pis pissssssssssss .....

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 11:56  توسط هانیه آل سعیدی  | 
بچه ها انتخاب واحد چندمه؟ماجرای ۴ام تا ۱۹ام خرداد چی بوده؟!!

استرس گرفتم

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 1:51  توسط متین سادات طباطبایی  | 
سلام بچه های گل!

چطورین؟چه خبرا؟تابستون خوش میگذره؟چی کارا میکنین؟

راستی چرا اینقدر کمیم؟

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 1:3  توسط متین سادات طباطبایی  | 

دوستی واقعی تخمین احتیاج دیگران است.

نه اظهار نیاز خویشتن.

True friendship foresees the needs of others rather than proclaims its own

اندره موروا

+ نوشته شده در  شنبه 22 تیر1387ساعت 0:49  توسط متین سادات طباطبایی  | 

+ نوشته شده در  جمعه 21 تیر1387ساعت 17:52  توسط بهنام  | 
چند تا  عکس

به زودی منتظر عکسای بیشتری باشید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 تیر1387ساعت 15:34  توسط پیمان  | 

خيانت است كه مرا زنده مي كند
پيچيده در بيهوده گي روزمره
چنان كه پتك ولنگار باد مي پيچد
وهم ناممكني اوج ميگيرد
روي خط قطار پيچ مي پيچد
حيف !!
حيف كه مرا آيينه فريفت
نه گلهاي
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت 10:45  توسط علی غفاری  | 
۱) انسان جز توسط همطرازان خود ستایش نمی شود

۲) بله و کسی که شما را ستایش می کند به طور ضمنی می گوید. تو همطراز منی

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت 10:41  توسط علی غفاری  | 

الهی توفيقم ده که بيش ازطلب همدردی، همدردی کنم
بيش از آنکه مرا بفهمند ديگران رادرک کنم
بيش از آنکه دوستم بدارند، دوست بدارم،
زيرا در عطا کردن است که می‌ستانيم
و در بخشيدن است که بخشيده می‌شويم
و در مردن است که حيات ابدی می‌يابيم…

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 23:45  توسط فريبا بهرامي  | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 23:30  توسط فريبا بهرامي  | 

كوه ها
راست،
استوار،
پا بر جا،
تا ابد
بر قامت زمين
ايستاده‌ اند.
كاش مي‌دانستم به چه دلخوشند،
كه قرن‌هاست
اينگونه محكم
سر پا مانده‌اند….

اي كاش دلخوشي يك كوه
در دل كوچكم مي‌بود
تا اين تن نحيف
با تكيه بر استواري آن
تا ابد
به راهش
ادامه مي‌داد…

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 23:29  توسط فريبا بهرامي  | 

“بران، بران،
قایقت را،
نرم و سبک
در مسیر آب
با شور و شادی
با خوشحالی و شادمانی
که زندگی رویایی بیش نیست…

بدون هراس و اضطراب به رودخانه‌ی حیات اعتماد کنیم و قایق زندگی خود را نرم و سبک در مسیر جریان آب به حرکت درآوریم. به خاطر داشته باشید که همیشه قایق خود را برانید، نه قایق همسایه‌ی خود را

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 23:27  توسط فريبا بهرامي  | 
فقط مهندسین بخوانند

سلام اقای قوامی و دیگر مهندسین بزرگوار

 شما که میگید نظر بدید ..... این جا مثل دانشگاه نشه......... خوب شما ۱ موضوع بگید تا ۲شب یا ۲۴ ساعت  هر کس بیاد نظرشو بده این جوری همه  نویسندهها موضوع رو میدونن و تازه نظر هم میدن.................................. چهطوره؟
این جوری وب لاگ فقط شامل مطالب کپی و پیست نمیشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

البته این نظر شخصی منه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 23:25  توسط فريبا بهرامي  | 

هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای من در میان جمع و دلم جای دیگر است
- سعدی -

از تهی سرشار جویبار لحظه ها جاریست
- اخوان -

شروع به فکر کردن شروع به تحلیل رفتن تدریجیست
- البرت کاموس -

و هیچ کس نمیدانست
که نام ان کبوتر غمگین
کز دلها گریخته ، ایمان است
- فروغ فرخ زاد -

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 23:13  توسط فريبا بهرامي  |