تبليغاتX
نوای ساز شهر
با کمک هم یه نمایشگاه خوبی زدیمُ نشون دادیم اتحاد خوبی با هم داریم فقط حالا منتظریم ببینیم استادامون و گروهمون برا سفر  چه کار می کنند

امیدوارم خستگی نمایشگاه را با این سفر از تنمون بیرون بکنند

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 آذر1387ساعت 10:45  توسط علیرضا  | 
بچه ها این جمعه را چه کاره اید؟
بریم بیرون یانه؟
حوصلمون سر میره ها
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آذر1387ساعت 19:17  توسط علیرضا  | 
  قبل از اینکه برید ادامه مطلب حدس بزنید آخه چه طوری
 مگه الاغ باک داره که بنزین داشته باشه

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 شهریور1387ساعت 19:47  توسط علیرضا  | 
قابل توجه    
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 26 مرداد1387ساعت 23:21  توسط علیرضا  | 

اطلاعیه شماره 6

واااااااااای علی برگشته!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بچه های اصفهانی مهمان داریم از پایتخت خودمون

یه سری بچه های تهرانی منت سرمون گذاشتن می یان اصفهان

باورش سخته حتی برای شما دوست عزیز

آقایون -خانوما جمعه صبح بریم میدان امام

وسایل لازم

1-به یک زیر انداز نیاز داری

2-تخته شاسی و مدادB

3-2000تا 5000 تومان وجه نقد برای ورودی به جمع صمیمانه

4-نهار هم بیرون می خوریم

4-از آوردن لوازم اضافی خودداری فرمایید(خودکار-پاک کن-تخته شاسیوکلیه لوازم اسکیس!!!!!!!!!!!!!)

5-از همراه آوردن دوربین(عکاسی و فیلمبرداری)و کلیه گوشی های همراه که عکس و فیلم می گیرند جدا خودداری کنید

نمی خوایم ضایع عام و خاص بشیم دادا

6-ضایع نکنیدا فقط می خوایم جمعمون شلوغ و صمیمانه باشه

وعده ی ما جمعه صبح ساعت 10 بامداد -میدان امام

با تشکر :بهسازی روابط له شده

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 3:25  توسط علیرضا  | 
اطلاعیه شماره4                        پیوست:یا ابا الفضل(با کسره(لطفا))

با عرض سلام وخسته نباشید خدمت بچه های شهرسازی ورودی 86

آی وبلاگیا-آی غیر وبلاگیا-آی کسای که 24 ساعت تو وبلاگید-آی کسایی که اگه
 بیایید تو وبلاگ کلاستون می یاد پایین-آی اصفهانیا-آی کسایی که تو حومه اصفهانید
دازیم چهارشنبه میریم نمایشگاه پل شهرستان نگید نگفتینا بینید این دفعه اسم
نمی یارم دیگه خداوکیلی شماره هرکیا دارید بش خبر بدید

قرار ما یا سه شنبه صبح ساعت 10 منتظرتونیم(آخرین تغییر)
با تشکر:علیرضا
+ نوشته شده در  شنبه 5 مرداد1387ساعت 23:41  توسط علیرضا  | 
اطلاعیه شماره دو                             پیوست :اناالیه راجعون

 با حمد وثنای ایزد یکتا و سلام ودرود بر آخرین فرستاده اش

در شب گذشته در طی بی خوابی که به کله ی من وفرزاد مومنی خورده بود و از ساعت 1تا 5:33 بامداد
 در حال smsدادن به هم بودیم قرار شد جمعه ساعت 6 یا 7 بامداد بریم کوه ازپسرهای اصفهانی وبلاگ
 خودم- فرهنگ-بهنام-پیمان ودخترای اضفهانی وبلاگ:خانم سحر-خانم هانیه-خانم فریبا وپسرها و
دخترای حومه اصفهان:صفا-سید-خانم متین-خانم مرضیه-خانم راحله ودیگر افرادی که اسمشون از قلم
 افتاده بیایند دور هم باشیم

فقط چند نکته رو متذکر میشم:
1-صبحانه باید بیارید

2-دیر نیاید

3-در صورت داشتن پیشنهادذ در قسمت نطردهی نظر دهید

4-هرکیا دوست دارید دنبال خودتون بیارید

5-به بچه های کلاس چه دختر چه پسر با هرکی در تماس هستید اطلاع دهید

6-یه روز 1000 روز نمیشه خواهشمندیم زود بیدار شوید

7-هرکسی می یاد اسم خودشو وهمراهشو در قسمت نظر دهی بنویسه اگه نمیاید بازم اسم خودشو
 بنویسه اگه هیچ کدوم اسم خودشو در قسمت پیوست بنویسه

اطلاعات کاملتر و قرار و ساعت ملاقات بعد از نظرات شما در شامگاه داده میشود

هر کسی حداقل باید به 2 نفر غیر خودش خبر بده

با تشکر:علیرضا عطایی
+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت 10:47  توسط علیرضا  | 
ارسال دمای اجاره اندوه ، اینقدر بالا  نمی آمد .  امسال  تمام  عاطفه ام  را  قرض داده ام ، من هرگز نمی توانم  لبخندم  را  احتکار کنم . دلم  می خواهد  مردم  از جنازه متعفن آرزوهای  من ناراحت  نشوند .  می خواهم  طی  شصت  سال  خودکشی کنم  . این طوری ،  مرگ  دستپاچه  می شود .

 

باز هم  از خود جلوتر افتادم ، منظور من از این ابر پراکنی  کوتاه ، ارائه  یک  چشمه  کوچک  از خورشید  بود ، حالا دوباره پاییز برگشته است .

 

من را خوشم  به  کنایه کاج ، به اشاره ابر ، به سایه سپیدار ، به تکان های  موهومی  که  علف ها دارند ، به  پرندگانی  که  در پشت  درخت اند .  می خواهم  برای  ایل های  آینده  شعر بگویم ، برای  دهقانانی  که  جنازه  مرا  پرچم  خواهند کرد  در  سال  مرگ رود .

 

من اگر جای من بودم  از  این  زندگی  قطره ای  و  حیات مدرج  به تنگ می آمدم و از درویشان شقایق ،  طریقه  خودسوزی  را  فرا  می گرفتم .

 

من اگر جای من بودم ... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 22:58  توسط علیرضا  | 
 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 10:37  توسط علیرضا  | 
ما اومدیم چرت بگیم ولی انگار واقعا امروز خبری نیست
ای باباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
+ نوشته شده در  یکشنبه 30 تیر1387ساعت 19:4  توسط علیرضا  | 
من آريايی ام .
خدای من اهورا زرتشت ايران است.
پيامبر من کورش بزرگ است.
امامان من داريوش بزرگ، خشايار شاه، مازيار،انوشيروان عادل و يزدگرد.
امام زمان من کاوه آهنگر است.
رو حانيون من فردوسی، حافظ و ابن سينا.
کتاب مقدس من شاهنامه است.
اصول و فروع دين من لوح حقوق بشر کورش بزرگ است.
عاشورای من قادسيه است.
شهدای من رستم فرّخزاد و بابک خرّمدین است.
پرچم من درفش کاويانی است.
بهشت من آزادی است.
عيد من مهرگان و نوروز است.
محراب من دل است.
دين من عشق و دانش است.
ايمان من خرد است
+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 18:23  توسط علیرضا  | 
قصه بخونیم

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 19:24  توسط علیرضا  | 

من و مست و تو دیوانه ما را که برد خانه؟
صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
در شهر یکی کس را هوشیار نمی بینم
هر یک بدتر از دیگر شوریده و دیوانه
هر گوشه یکی مستی، دستی زده بر دستی
وان ساقی سر مستی، با ساغر شاهانه
ای لولی بربط زن، تومست تری یا من؟
ای پیش چو تو مستی، افسون من افسانه
چون کشتی بی لنگر کژ می شد و مژ می شد
وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه

گفتم که رفیقی کن با من که منت از خویشم
گفتا که به نشناسم من خویش ز بیگانه
گفتم زکجایی تو؟ تسخر زد و گفت ای جان
نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرقانه
نیمیم ز آب و گل، نیمیم ز جان و دل
نیمیم لب دریا، نیمیم همه دردانه
من بیدل و دستارم در خانه ی خمارم
یک سینه سخن دارم این شرح زهمیانه
تو وقف خراباتی دخل ات می و خرج ات می
زین وقف به هوشیاران مسپار یکی دانه

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 2:57  توسط علیرضا  | 
سلین بر برو بچ ما اومدیم بعد از مدتها دوری از میادین!تو این چند وقته که نبودم تحول بوجود اومده ولی بیش از این انتظار داشتم!!!یعنی بهنام بهم گفت اونقدر تغییر کرده که نگو ما گفتیم یا ابل فضل(با کسره بخوانید(لطفا))چه وقته مسافتبود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت 2:53  توسط علیرضا  | 


سلام بر تو که در سلام کردن بر کودکان نیز پیشی می گرفتی.


سلام بر تو که دندانت را شکستند و شکمبه ها بر سر تو خالی کردند ولی تو بر هدایت انها اصرار می ورزیدی(؟)


سلام بر تو که آن جوان به تو بی احترامی کرد ولی تو در هنگام مریضی اش به عیادت او رفتی.


سلام بر تو که گناه نمی کردی و روزی هفتاد بار توبه می کردی اما ما هفتاد بار گناه می کنیم و توبه را نمی شناسیم.


سلام بر تو که در خوراک و پوشاک بر کنیزان و غلامانت برتری نمی جستی.


سلام بر تو که روی زمین با بردگان غذا می خوردی.


سلام بر تو که با شوخی هایت مردم را مسرور می کردی.


سلام بر تو که کفشت را خودت وصله می زدی و گوسفند را خودت می دوشیدی.


سلام بر تو که اگر چیزی به تو تعارف می کردند آن را رد نمی کردی حتی اگر خرمای پوسیده ای می بود.


سلام بر تو که همیشه تبسم بر لب داشتی.

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 17:5  توسط علیرضا  | 
new surprise coming soon

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 تیر1387ساعت 15:23  توسط علیرضا  | 

 

 

 

Hacked by alireza ataei


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 9 تیر1387ساعت 15:7  توسط علیرضا  | 
madar.jpg
+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 12:15  توسط علیرضا  | 
آرزو می کنم برای بچه های شهرسازی هیچ مشکلی بوجود نیاد ۱سالش رفت چشم هم بزاری بقیشم میره!اگه من تو این ۱سال کسی را ناراحت کردم همین جا عذر میخوام ببخشید

 

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 12:14  توسط علیرضا  | 
roz e madar 1.jpgsilenceofinnocence2lp.jpg012.gifmadar.jpg
+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 12:9  توسط علیرضا  | 
زندگیم یعنی مادر دلم می خواست تموم زندگیما روز مادر تقدیمش میکردم
+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 12:2  توسط علیرضا  | 
یکی از طرفدارای این خواننده ی نسل جوانم!!!!!!!!!!!!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت 21:41  توسط علیرضا  | 
 

بچه های شهرسازی بییایند همگی کلنگ به دست شهرمونا بسازیم کاری نداره مگه ما چی مون کمتر البته اینا باید بدونید که فقط کلنگ زدن مهم نیستا!!عمل کردن به قولامون مهمتر!!یا ابلفضل

sx2akh.jpgvazir2.jpg

+ نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت 21:2  توسط علیرضا  | 
آقا به خدا اصراری ندارم ادامه مطلب ببینی اگه دوست داشتی ببین!ووووااااااااای ی ی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت 20:53  توسط علیرضا  | 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت 20:47  توسط علیرضا  | 
خدایا به من صبری عطا کن که در برابر همه ی سختی

ها ایستادگی کنم!!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت 19:7  توسط علیرضا  | 
عکسا نگاه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت 19:5  توسط علیرضا  | 

آلترناتیوی برای مدرن سازی، برنامه ریزی و توسعه مسیرهای ماشین رو

 

در تمام نیمه اول قرن اخیر ایالات متحده آمریکا به شکل فشرده و همراه با تغییر کاربری های واحدهای همسایگی توسعه یافته است. این انگاره با تغییر فوری و سریع معماری مدرن و منطقه گرایی و صعود به سمت اتومبیل گرایی شروع شد. بعد از جنگ جهانی دوم، سیستم جدیدی از توسعه و پیشرفت در سراسر آمریکا به کار برده شد. جابجایی همسایگی ها با رویکرد تفکیک شدید، بنا به نوع بهره برداری که به عنوان رشد حومه شهری (CSD) شناخته شده بود به صورت نامنظم و پراکنده شروع به کار کرد. اکثر شهروندان آمریکایی در حال حاضر در واحدهای اجتماعی حومه شهری که در 50 سال اخیر ساخته شده است، زندگی می کنند.

+ نوشته شده در  جمعه 3 خرداد1387ساعت 8:38  توسط علیرضا  | 
این شعرا برای قهرمانی تیم مورد علاقم گفتم:

قرمز که شوم با همه یک رنگ شوم

آماده ی عشق و آتش و جنگ شوم

آبی که شوم چه خاک بر سر ریزم

چون لحظه به لحظه رنگاوارنگ شوم

تقدیم به همه قرمزا

+ نوشته شده در  جمعه 3 خرداد1387ساعت 8:28  توسط علیرضا  | 

دوستی اگر بین ماست ازکشش قلبهاست

قلب تو گر آهن است قلب من آهن رباست

اینا به همه بچه های شهرسازی تقدیم می کنم

+ نوشته شده در  جمعه 3 خرداد1387ساعت 8:20  توسط علیرضا  | 

اینم یه کوچولو اطلاعات



ایمیل‌های اطلاعاتی

بعضی از آدرس ایمیل‌ها (زیر را ببینید) ایمیل‌ها را به گروه داوطلبین معتمد (team of volunteers trusted) برمی‌گرداند تا برچسب‌های سیستمی لازم مانند OTRS را بر آنها بزنند و آنها را برای رسیدن به جواب لازم بررسی کنند. ایمیل‌هایی که به سیستم فرستاده می‌شوند قابل رویت توسط عموم نیستند ولی برای گروه داوطلبین ویکی‌مدیا قابل رویت هستند. با فرستادن یک ایمیل به هرکدام از آدرسهای زیر ٬ ایمیل شما برای آن گروه قابل رویت می‌شود. گروه برچسب زن سیستمی دربارهٔ محتوای ایمیل شما با سایر داوطلبین برای رسیدن به بهترین پاسخ بحث می‌کنند. آدرسهایی که به گروه برچسب زن سیستمی هدایت می‌شوند عبارتند از:

· info-de AT wikipedia DOT org

· info-en AT wikipedia DOT org

· info-es AT wikipedia DOT org

· info-fr AT wikipedia DOT org

· info-it AT wikipedia DOT org

· info-nl AT wikipedia DOT org

· info-pl AT wikipedia DOT org

+ نوشته شده در  جمعه 3 خرداد1387ساعت 8:10  توسط علیرضا 

استفاده سنتی از فضاهای عمومی؛ مکان ملاقات، بازار و فضای تردد



ادامه مطلب را ببینید . . .


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 3 خرداد1387ساعت 8:0  توسط علیرضا  | 

 اراضی با ما سخن می گویند گویا . با حواس 5گانه امان سخن می گویند . سخن می گویند از استعدادهای بالقوه اشان . می گویند از آنچه ما نیاز داریم . و از آن غافل شدیم . می گویند از عدم تعادل و هماهنگی در کاربری هایمان و و باز گله می کنند از آنجا که باید حجره ایی ساخته می شد ، اما ما خیابانی عریض و بی قواره بنا کردیم و بزرگراه نامیدیمش . از آنجا که سایه درختان و خنکای نسیم و صدای دل نشین اب می توانست بر روح و روان خودمان یاری برساند و اما باز ما اننجنان حجره های عظیمی بنا کردیم و نامش را مجتمع تجاری نهادیم ...

و چه نا بسامان صدای دل خراش آهنگری باعث می شود که مشتریان رستوران مجاورش آن مکان را با دلخوری ترک کنند .

کاربری زمین ، کار برای زمین ، استفاده از وضع موجود ، رسیدن به وضع مطلوب ، بهترین استفاده از زمین ، برطرف کردن نیاز ، ایجاد رفاه ، رفاه برای مردم

و نهایتا استفاده از وضع موجود زمین برای ایجاد وضع مطلوب برای انسان هدف ماست . 

برای رسیدن به این هدف گام هایی را باید برداشت و تحقیق و مطالعه و تفحص بر روی موضوع کاربری زمین می تواند یکی از گام هایی باشد که در رسیدن به مقصد ما را یاری می کند .

با عنایت خدا و کمک های صمیمانه همه استادان گرامی توانایی جمع آوری اطلاعات شهرسازی هستیم.

امید که توانسته باشیم مجموعه ایی مفید گرد هم آورده باشیم و ارائه داده باشیم . 

در انتها تقدیم می کنیم این تلاشمان را به پدر ها و مادرهایمان ;

پیشکش چشمان شما که در انتظار موفقیت ما نشسته اید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 20:58  توسط علیرضا  | 
تاریکی قسمتی از روشناییست و روشنایی قسمتی از تاریکی . آدمها۲ گروهند : ۱. گروهی که از تاریکی به روشنایی میرن ۲. گروهی که از روشنایی به تاریکی میرن . امیدوارم همه بچه های شیخ بهایی اونم از نوع شهرسازش از گروه دوم باشند البته  با کمک استادا که دلمون از یه سریشون خیلی گرفتست 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت 20:58  توسط علیرضا  |