تبليغاتX
نوای ساز شهر

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 تیر1388ساعت 14:6  توسط متین سادات طباطبایی  | 

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 خرداد1388ساعت 16:26  توسط سحر کارگر  | 
کلاس علوم!!!
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 8:23  توسط فرهنگ  | 
سلام به همه بچه ها و هم وبلاگی های عزیز . حال همتون خوبه ؟
تابستون کم کم داره به اواسطش میرسه و روزهای داغ و دوست داشتنی تابستون رخوت خاصی به آدم میبخشه . خیلی میچسبه توی این هوای گرم بیای بشینی پشت کامپیوترت و روزی دو سه بار به وبلاگ سر بزنی .
بالاخره جای خوبی درست کردیم که همه حوصله سر رفتن ها و خستگی ها و خواب آلودگی هامون رو یه صفایی بده .
بچه ها بعضی هامون خیلی پر انرژی و سرحالن که باعث میشه ما هم سر حال تر بشیم .
کامنت هایی که خانم چقاجردی میزارن ، ناب های خانم طباطبایی ، متن های سید ، و بحث ها و گله شکایت های خانم گلی و خانم کارگر و همه مطالب بقیه بچه ها مثل مطالب دوست داشتنی پیمان و فرهنگ و علی . هر کدوم قشنگی خاصی داره که واقعا اومدن تو وبلاگ رو لذت بخش میکنه .
جو خوبی شده . تصور روزای تابستون و تعطیلی دانشگاه بدون وبلاگ یه کم سخته .
راستی . بعضی از بچه ها کم میان توی وبلاگ . بچه ها واقعا حیفه این روزا و این محیطا .
خب ، بیاید بگید دارید روزای وبلاگ رو چه جوری میگذرونید ، چه خبرا ؟

خلاصه همتون مهمون من یه لیوان وبلاگ خنک و تگری ...

+ نوشته شده در  شنبه 12 مرداد1387ساعت 16:12  توسط بهنام  | 
گفتم : دوباره می سازمت وطن . دیدم خیلی بزرگتر از منه . گفتم : این شهر مال منه . من میسازمش . عظمتش کورم کرد . گفتم : خودمو می سازم لا اقل . دیدم خودخواهیه . ..

این جا متولد شد . این جا رو ساختم که هم مال من باشه هم مال تو . این جا رو ساختم که ما متولد بشه . که دلم دیگه نگه تو خودخواهی .

حالا دارید خرابش میکنید ؟ این جا آرزو های ماست . برای تو سرگرمیه ؟ میای که چهارتا کلمه برای اون بنویسی ؟ میای که مسخره اش کنی ؟ میای که بخندی؟ نه . تو حق نداری . این جا کوه آرزو هاست و تو حق نداری خرابش کنی ...

 

این مطلبو پاکش  میکنم ....

+ نوشته شده در  جمعه 11 مرداد1387ساعت 1:44  توسط بهنام  | 
دوباره ميسازمت وطن
اگرچه با خشت جان خويش
ستون به سقف تو ميزنم
اگرچه با استخوان خويش
دوباره ميگويم از تو گل
به ميل نسل جوان تو
دوباره ميشويم از تو خون
به سيل اشک روان خويش
*******
اگرچه صد ساله مرده ام
به گور خود خواهم ايستاد
که بر کنم قلب اهرمن
به نعره ي آنچنان خويش
اگرچه پيرم ولي هنوز
مجال تعليم اگر بود
جواني آغاز ميکنم کنار نو باوگان خويش
*****
دوباره ميسازمت وطن
اگرچه با خشت جان خويش
ستون به سقف تو ميزنم
اگرچه با استخوان خويش
*****

                                                                     داریوش

مگه نه ؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 15:51  توسط بهنام  |